جريان سلفي يک جريان ريشه دار است(2)

جريان سلفي يک جريان ريشه دار است(2)

 

نسل اول که جريانش يک پيوندي با مسائل افغانستان دارد در آن زماني که روسها بعنوان کفار آمدند و افغانستان را اشغال کردند يک جريان فکري وجود داشت که مي گفت :« اگر به گوشه اي از عالم اسلام تجاوزي صورت بگيرد وظيفه ماست که از خاک اسلام دفاع کنيم . مجاهدين در افغانستان موفق شدند روسها را بيرون کنند . خود مجاهدين به توافقاتي رسيدند و مدتي برهان الدين رباني رئيس جمهور آنجا بود ولي بعد از مدتي بخاطر عدم اتحاد طالبان بر سرکار آمدند که نگاهشان- بر خلاف مجاهدان- «سلفي گري» بود. ملاعمر رهبر طالبان با نگاهي وهابي و سلفي بر روي کار آمد وقتي افغانستان به يک استقلال نسبي رسيد اين بحث مطرح شد که اين افرادي که از جاهاي مختلف براي بيرون کردن روسها آمده بودند يا بايد برگردند به مواطن خودشان يا بالأخره بايد يک برنامه اي برايشان ريخت . اينجا بود که اسامه بن لادن که يک سرمايه دار بزرگ بود با همان بار ايدوئولوژيکش- گفت که مابايد اين جريان را در همه جا بنا کنيم که در هر منطقه از جهان به بلاد اسلامي حمله اي شد برويم و دفاع کنيم. لذا القاعده از پايگاه نظامي اين گروه بنام «قاعده الجهاد »که کلمه القاعده از اين گرفته شده که وظيفه آنها جهاد عليه يهوديان  و مسيحيان بود، که چنين هدفي را براي خود تعريف کرده بودند. پرچمشان تقريبا همانند پرچم داعش بود . اهداف القاعده يکي نابودي غربيان مسيحي که يک روحيه ضد استکبار در آن هست  الآن اگر اخواني ها را هم نگاه کنيد سيد قطب و شخصيتهايي که اين گونه هستند يکي از ويژگي هايشان اين است که غرب ستيزند گر چه متاسفانه در قضيه مصر د که بخاطر دلايل گوناگون که خودشان مي گويند به 5 علت شکست خوردند .يکي اينکه از تجربيات انقلاب ايران استفاده نکرديم اگر چه ايراني ها با دلسوزي مي گفتند که ما يکبار اين راه را رفتيم . يکي اعتماد به آمريکا بود که اينها اعتماد به غرب کردند ولي ما ايرانيها از اول به آنها اعتماد نکرديم ويکي تجربه خود غرب بود چون آنها انقلاب اسلامي را ديده بودند آنها اجازه ندادند چون آنقدر که ما تجربه پيدا کرده بوديم آنها هم تجربه پيدا کرده بودند  دوم هدف القاعده جلوگيري از تجاوز غير مسلمانان به خاک جهان اسلام .

از لحاظ ايدوئولوژيک چهار تا مبنا و رکن فکري دارند : 1-سلفي گري که الهام ميگيرد از همان تفکرات سنتي که گفتم يعني پيکره  تفکرات ابن تيميه ابن قيم و عبدالوهاب و... را قبول دارند آنها مي گويند بدعت زياد است شرک زياد است و... 2- راديکاليسم- برخلاف سلفي گري سنتي که اشاره کردم محافظه کار است- اينها تند و راديکال هستند و دست به خشونت حاضرند براي اهدافشان ببرند. 3- شيعه ستيزي  که از سلفي گري ملهم شده و شيعه را رافضي مي دانند و به عنوان يک مذهب حاضر نيستند قبول کنند-آنها مي گويند خطر شيعه از خطر يهود بدتر است 4- غرب ستيزي 

سيف العدل از اعضاي ارشد القاعده مي گويد: بعد از خروج ارتش شوروي سابق از افغانستان بسياري از رزمندگان غير افغاني از جمله اردني ها و سعودي ها که از نظر مسايل امنيتي در کشور خود مشکلي نداشتند به کشورهايشان بازگشتند اما اتباع الجزاير ، مصر و سوريه و ليبي از ترس بازداشت توسط نيروهاي امنيتي کشورشان بايد در افغانستان مي ماندند يا به کشورهايي مي رفتند که فاقد دولت مرکزي و صد البته پر از نيروهاي مسلح بودند مانند سودان و سومالي که دولت خيلي محکمي ندارند و يا به کشورهاي تازه استقلال يافته مي رفتند مثل منطقه قفقاز ... عده اي از همان زمان به اين فکر افتادند که براي ادامه جهاد بايد گامهاي اساس بردارند و اولين قدم گردآوري و سازماندهي افراد با تجربه بود تا جهاد بصورت قاعدمند در بيايد لذا تشکيلات القاعده بر اين دليل ايجاد شد .» پس فلسفه تشکيل القاعده دقيقا همينجا مشخص مي شود بحث عنصر خارجي در پديد آمدن القاعده نمي توان فراموش کرد. خود بن لادن مي گويد«براي مقابله با روسهاي کافر سعودي ها مرا بعنوان نماينده خود در افغانستان انتخاب کردند من در منطقه مرزي پاکستان مستقر شدم در  آنجا داوطلباني که از عربستان سعودي  و همه کشورهاي عرب مسلمان مي آمدند  پذيرا مي شدم. نخستين اردوگاهم را در پيشاور ايجاد کردم داوطلبان مذکور را  توسط افسران امريکايي و پاکستاني تعليم مي دادند » سئوال پيش مي آيد که آمريکائيها چه منفعتي از اين داشتند؟ آن زمان چون روسها آمده بودند توي افغانستان يک وجه مشترک ايجاد شده بود بين اين گروه و آمريکاييها که همه ضد شوروي بودند لذا آمريکائيها در تأسيس القاعده نقش دارند . اين قضيه کماکان ادامه دارد.

در قضيه داعش هم درست است که در يک مقطعي موجي ايجاد شد اين هم يک اصل کليدي هست که قدرت هاي سلطه جو از انسانها به شکل ابزاري استفاده مي کنند مثل مجاهدين خلق ايران در يک مقطع به آنها تروريست گفتند و چند سال پيش از ليست تروريست ها خارج شدند .

سرانجام اسامه بن لادن در سال 2011 سر موضوع برجهاي دو قلو و قضيه11 سپتامبر و پس از حمله آمريکا به افغانستان  ارتش آمريکا اعلام کرد که او را دستگير کردند و به دريا انداختند تا کوسه ها بخورندش... البته اين قضيه را نمي شود رد يا تأييد کرد

ادامه دارد...

مدیرسایت
توسط: مدیرسایت 1396/01/01
ارسال نظر

نظرات

مشاهده تمام نظرات

ارسال یک نظر

اخبار آی تی

عضویت در خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه کافی است نام و ایمیل خود را وارد کنید


👍 خبرنامه

ارسال خبرنامه به ایمیل شما

گالری تصاویر